این کتاب روایت چند ساعته از یک سفر کاری هفتگی از پاریس به لندن است و در خلال آن، خاطرات تلخ و شیرین گذشته در ایران و ابعاد فلسفی زندگی در تبعید مرور میشود.
درباره کتاب مسافرنامه (شاهرخ مسکوب):
این کتاب که در سال ۱۳۷۰ (۱۹۹۱) و در دوران مهاجرت نویسنده به پاریس منتشر شده، حدیث نفس پنجاه صفحهای از مسافری بینام است که در یک صبح تاریک پاریسی از خانه بیرون میزند و با تاکسی و اتوبوس خود را به فرودگاه میرساند تا با هواپیما به لندن برود و ادبیات فارسی تدریس کند. کل داستان در همین چند ساعت جابهجایی روایت میشود، اما در هر قدم، هر نگاه و هر واگویه، راوی به گذشتهای در ایران سفر میکند که پر از خاطرات نور و نیز اعدامهای زشت و فجایع سیاسی است. مسکوب با زبانی شاعرانه و در عین حال صریح، دوگانگی «نور و تاریکی» را اساس روایت خود قرار میدهد: صبحهای همیشه تاریک پاریس در برابر خاطراتی از گذشته که تنها جرقههای نور را در خود دارند. این کتاب یکی از نخستین و برجستهترین آثار ادبیات مهاجرت ایران به شمار میرود و با ناداستانی (Non-fiction) خلاقانه، مرز میان خاطره و داستان را درمینوردد.