درباره کتاب عالیجناب کیشوت (گراهام گرین):
این رمان در سال ۱۹۸۲ منتشر شده و از شاهکارهای متأخر گراهام گرین به شمار میرود که در آن نویسنده با الهام از دن کیشوت سروانتس، داستانی کمیک اما عمیقاً فلسفی درباره ایمان، دوستی و سیاست خلق کرده است . شخصیت اصلی، پدر کیشوت، کشیشی سادهدل و باایمان است که پس از ارتقای ناخواسته به مقام عالیجناب، با مخالفت اسقف محلی روبرو شده و ناچار به سفری در جادههای اسپانیای پس از فرانکو میرود . همراه او در این سفر، آنریکه، شهردار خلعشده کمونیست است که نقش سانچو پانزای مدرن را ایفا میکند و این دو در طول مسیر گفتوگوهای روشنگرانهای درباره کاتولیک، کمونیسم و معنای واقعی ایمان انجام میدهند . گرین در این کتاب با نثری طنزآمیز و تأملبرانگیز، نشان میدهد چگونه دوستی میتواند از مرزهای ایدئولوژی عبور کند و در نهایت، عالیجناب کیشوت در واپسین لحظات زندگی، با اجرای مراسم عشای ربانی برای دوست کمونیست خود، تعریفی تازه از «تقدس» ارائه میکند که فراتر از قوانین خشک کلیسایی است .