درباره کتاب صدای غذا خوردن یک حلزون وحشی (الیزابت تووا بایلی):
این کتاب غیرداستانی نخستین بار در سال ۲۰۱۰ منتشر شده و از آثار تحسینشده در ژانر زندگینامه و تاریخ طبیعی است، بهگونهای که مدال جان باروز (بهترین کتاب تاریخ طبیعی ۲۰۱۱) و جایزه ادبی ویلیام سارویان ۲۰۱۲ را از آن خود کرده است. این کتاب روایتگر دورانی از زندگی نویسنده در سیوچهارسالگی است که در سفر به اروپا به بیماری مرموزی مبتلا میشود و پزشکان قادر به تشخیص آن نیستند، تا جایی که او ماهها و سالها را در ناتوانی شدید و بستری بودن سپری میکند. یک دوست برای دلگرمی او گلدانی بنفشه همراه با یک حلزون وحشی کوچک کنار تختش میگذارد و همین مهمان ناخوانده، مسیر زندگی نویسنده را دگرگون میکند. بایلی با نثری شاعرانه و دقیق، در شش فصل به موازات روایت روزهای سخت بیماری، به کاوشی علمی و در عین حال شگفتانگیز در تاریخ ۵۰۰ میلیون ساله حلزونها میپردازد و شباهتهای عمیقی میان زیستآهسته این موجود و زندگی تحمیلی خودش کشف میکند. این کتاب در حقیقت دو روایت موازی دارد: یکی شرح مقاومت و شکنندگی روح انسان در مواجهه با رنج، و دیگری سفری به اسرار یک موجود ساده که معلوم میشود ۲۶۴۰ دندان دارد و عاشق قارچ خوراکی است؛ همانطور که نویسنده میگوید، اگر کسی خیال میکند مسئولیت این سیاره با ماست، حلزونها نسبت به ما انسانها «جای پای به مراتب قدیمیتری روی زمین دارند».