درباره کتاب سفر به ایکستلان (کارلوس کاستاندا):
این رمان غیرداستانی در سال ۱۹۷۲ منتشر شده و سومین جلد از مجموعه پرفروش کارلوس کاستاندا است که با «تعالیم دون خوان» (۱۹۶۸) آغاز شد . این کتاب نقطه عطفی در مجموعه به شمار میرود زیرا کاستاندا در مقدمه آن صراحتاً اعتراف میکند که فرض اولیه او - اینکه گیاهان توهمزا تنها راه یادگیری شمنیسم هستند - «ارزشی نداشت» . داستان حول محور آموزش مفهوم «متوقف کردن جهان» میچرخد؛ به این معنا که جهان روزمره ما صرفاً یک «توصیف» است که از کودکی در ذهن ما نهادینه شده و برای دیدن واقعیت به شکلی دیگر، باید این توصیف را موقتاً متوقف کرد . عنوان کتاب اشاره به تمثیلی است که دوست دون خوان، خِرارو، برای کاستاندا تعریف میکند: «ایکستلان» دهکده یا جایگاهی نمادین است که جنگجو هرگز نمیتواند پس از شروع سفر به آن بازگردد، زیرا دیگر مانند مردم عادی نیست . در این سفر، کاستاندا به جای مصرف گیاهان، روشهای دیگری مانند «شکار قدرت» و تمرین «دیدن» به جای «نگاه کردن» را میآموزد . او در پایان سفر با این واقعیت روبرو میشود که برای تبدیل شدن به یک «جنگجو»، باید تصورات قبلی خود از جهان را کنار بگذارد و همانطور که خِرارو میگوید: «نقطه شروع یک ماجراجویی، بازگشت به نقطهای است که هرگز آن را ترک نکردهای» .