درباره کتاب در جستجوی زمان از دست رفته، جلد ششم (مارسل پروست):
این رمان که در سال ۱۹۲۵ (سه سال پس از مرگ پروست) به صورت پسمرگ منتشر شد، ششمین جلد از مجموعه هفتگانه را تشکیل میدهد. داستان بیدرنگ از نقطهای آغاز میشود که جلد پنجم (اسیر) به پایان رسیده بود: راوی که مصمم به سفر به ونیز و قطع رابطه با آلبرتین است، صبح روز موعود از زبان فرانسواز (خدمتکار خانه) میشنود که آلبرتین سحرگاه خانه را ترک کرده و وسایلش را با خود برده است. راوی که هنوز درگیر حسادت و نیاز به کنترل است، ابتدا سعی میکند او را بازگرداند و حتی از دوستش آندره میخواهد که آلبرتین را زیر نظر داشته باشد. اما چند روز بعد، تلگرافی دریافت میکند: آلبرتین در سانحهی سوارکاری جان باخته است. نیمهی نخست کتاب به واکنش راوی در برابر این خبر و غم از دست دادن کسی میپردازد که لحظاتی پیش تصمیم به ترکش گرفته بود. نیمهی دوم اما تحولی بنیادین را روایت میکند: راوی به تدریج متوجه میشود که «کار سوگواری» عشق را از بین میبرد. هرچه خاطرات آلبرتین در ذهنش کمرنگتر میشود، حسادت و شیفتگی پیشین نیز فرو میریزد. او حتی به رابطهی احتمالی آلبرتین با زنان دیگر بیتفاوت میشود. این جلد همچنین شامل دو بخش مهم دیگر است: نخست، سفر راوی به ونیز به همراه مادرش (که در آن با مرگ «آقای» نویسندهای که در جلدهای پیشین معرفی شد مواجه میشود)؛ و دوم، بازگشت راوی به پاریس و آغاز آشنایی با دختری جدید که نشان میدهد عشق لاجرم جای خود را به عشق دیگر میدهد. تم محوری این جلد «فراموشی» و «تزلزل عشق در گذر زمان» است.