دانلود pdf خلاصه کتاب سه شنبه ها با موری

بخشی از کتاب سه‌شنبه‌ها با موری:
«موری گفت: "شاید به نظر عجیب برسد، اما من به مردن فکر می‌کنم. هر روز به آن فکر می‌کنم. و این فکر به من کمک می‌کند تا زندگی کنم. زمانی که یاد بگیری چگونه بمیری، یاد می‌گیری چگونه زندگی کنی."
موری این را گفت و به من نگاه کرد، چشم‌هایش از پشت عینک قاب فلزی‌اش می‌درخشید. من دفترچه یادداشتم را روی پاهایم گذاشته بودم، قلم در دستم بود، اما مدتی بود که چیزی ننوشته بودم.
"من می‌دانم که مرگ نزدیک است. اما نمی‌خواهم با ترس از آن زندگی کنم. می‌خواهم هر لحظه‌ای را که برایم باقی مانده، با عشق و معنا پر کنم. این چیزی است که سعی می‌کنم به تو یاد بدهم، میچ. زندگی کردن با آگاهی از مرگ، به هر لحظه معنای بیشتری می‌بخشد."
من سرم را تکان دادم، سعی می‌کردم کلمات او را جذب کنم. موری همیشه می‌توانست پیچیده‌ترین حقایق زندگی را به ساده‌ترین عبارات بیان کند. این یکی از دلایلی بود که او استاد محبوب من بود، هم در کلاس و هم حالا، در این روزهای آخر عمرش.»

مشاهده محصول

(با کلیک روی دکمه به سایت فروشنده منتقل می شوید)

📥 مشاهده و دریافت فایل